عرش پيمايان ولايت
 
قالب وبلاگ
لینک دوستان
طراح قالب

     

          نشسته ام تک تک نوشته ها و نظرات را میخوانم. همه بهت زده اند. اما آقای خوب ما! تو چه خوبی! تو چه بی دلیل خوبی! تو چه با دلیل خوبی! تو چقدر خوبِ خوبی! اصلاً چه بنویسم؟! زبانم گیر کرده. چشمهایم از صبح تا حالا ده بار منفجر شده. از شما چه پنهان باشد پیش از این فکر می کردم کسی که در این جهان از همه بیشتر دوستش دارم و عاشقش هستم و جانم را هزارها بار تقدیم لبخندش و قهرش و حرفش و سکوتش و صدایش می کنم، آنکه بی دلیل و با دلیل و صبح و شب و الآن و بعدن و قبلاً و همیشه و همه جوره و در هر وضعیت و شرایط دوستش دارم، تویی ای عزیزِ مهربان. اما از آنروز صبح به «یقین» رسیدم کسی که در این جهان «از همه بیشتر دوستش دارم» و «عاشقش هستم» و «جانم را هزارها بار تقدیم لبخندش و قهرش و حرفش و سکوتش و صدایش می کنم»، آنکه «بی دلیل و با دلیل و صبح و شب و الآن و بعدن و قبلاً و همیشه و همه جوره و در هر وضعیت و شرایط دوستش دارم» تویی ای عزیزِ مهربانِ همیشه با آرامش! به یقین! تو با این همه مهربانی و نشاط و امید و توکل و عشقت به راه امام عزیزمان.
اصلاً خبر داری آنروز چه کردی با قلوب امتت؟ ای امام امت! ای لبت صریح ترین آیه ی شکوفایی! ای تنت به ناز طبیبان نیازمند مباد! ای همان شعارِ «ای رهبر آزاده، آماده ایم آماده»! ای همان شعار قشنگِ «رهبر اگر فرمان دهد جان را فدایش می کنیم»ِ بچه بسیجی های دهه هفتادی و هشتادی! ای مخاطب مداحیِ قشنگِ «چشم من و امر ولی/جان من و سیدعلی»ِ مطیعی عزیز! دیگر چه بگویم؟! مگر تمام میشود؟! ای کسی که سفر رفتنت دل امام را می لرزاند و تا خبر به او نمیدادند که هواپیمایت فرود آمده دلش آرام نمیشد! ای ای ای همه ی زندگیِ ما دلدادگان راه شهدا! شما را به خدا هرچه زودتر از آن تخت بلند شوید که دل مستضعفین عالم از شرق تا غرب –هرچند شما برای دلگرمی ما گفتید چیزی نیست و نگران نباشید و ...- با این خبر لرزید…


ادامه مطلب
[ چهارشنبه نوزدهم شهریور 1393 ] [ 9:3 ] [ ناصر ]

 

        جناب آقای رییس جمهور جمهوری اسلامی ایران؛ سلام علیکم. امیداورام صرف نظر از اینکه به دنبال برچسبی کوبنده برای نویسنده ی این متن باشید، توجهی کوتاه به محتوای انتقاد داشته باشید. اصولا انتقادهای امثال من نه به جایی برمی خورد؛ نه جایگاهی داریم که تصور شود می خواهیم جای جناب تان را بگیریم! من هم بخشی از همین مردم ایران هستم که به دو دلیل نسبت به رویکرد تحقیرآمیزتان نسبت به منتقدین انتقاد دارم.

دلیل اول: جناب رییس جمهور محترم تا آنجا که من درس سیاست خواندم و آموختم، متداول ترین و جاری ترین روش امتیاز گیری از طرف مقابل در مذاکرات سیاسی روش "چماق و هویج" است! لبخند و در باغ سبز نشان دادن، در کنار تهدید و ترسیم مخاطرات شیوه ای قدیمی است!

کافی است نگاهی به همین مذاکرات هسته ای اخیر بیندازید. همیشه قبل و در حین مذاکرات حجم وسیعی از از تهدیدات ایران از طرف کنگره ی آمریکا و رژیم صهیونیستس راه می افتد. موضع کاخ سفید هم همواره این بوده که کنگره در سیطره ی جمهوری خواهان است و ما تسلطی بر آنها نداریم!!

چه کسی است که نفهمد کنگره و کاخ سفید در برخورد با ایران نقش تکراری پلیس خوب و بد را بازی می کنند؟! آن وقت منطقی است که جناب تان مداوم با نوازش تند کلامی و تحقیر منتقدانی که همه ی دغدغه شان _درست یا غلط_ منافع ملی است، خودتان را از این پشتوانه خالی کنید؟!

دلیل دوم: جناب آقای رییس جمهور، در کدام شیوه ی مدیریتی و مملکت داری جز دیکتاتوری سراغ دارید که طرد و نفی منتقدین توصیه شده باشد. نمیدانم تفکر شما نشات گرفته از کدامین اندیشمند شرقی و غربی یا اسلامی است ولی تا آنجا که من می دانم در تمام مکاتب دنیا وجود منتقدین قوی نشان دهنده ی استحکام درونی دولت و نظام اجرایی است!

نمی دانم تصور شما از میزان محبوبیت و اقتدار دولت تان چیست ولی طبق آموزه های اولیه ی علم سیاست هیچ رییس محبوب یا مقتدری از منتقدین نمی هراسد! خیلی بد است که هرگونه گفتار یا اقدام کوچک و بزرگی که بویی از مخالفت با تدابیرتان می دهد با تندترین واژگان بنوازید!

جناب رییس جمهور بدون تردید منتقدین نوع و سطح فهم و ادارک شان با جناب تان و یاران تان متفاوت است. اگر مثل شما می اندیشیدند که منتقد و مخالف برنامه های شما نبودند!! اما مگر جز این است که همه ی ما ایرانی هستیم و جز سربلندی و قدرتمند شدن ایران آرزویی نداریم؟! پس چگونه است که شما را همواره رحیم و لطیف در برابر اعدای چند صد ساله می بینیم و شدید و غلیظ بینهم هستید؟!

این که منتقدین دشمن نیستند بدیهی است و اینکه در سال اول ریاست این چنین حساس بشوید که با هر حرفی عصبانی بشوید غیر منطقی بنظر می رسد؛ پس به ما حق بدهید تصور کنیم این ژست عصبانی که هر چه می تواند به منتقد خود نسبت می دهد، صرفا برای انحراف افکار عمومی داخلی است.

آقای رییس؛ دوران رقابت های انتخاباتی و شعارهای تند رای آور خیلی وقت است پایان یافته! الان ساعت کار کردن و کار کردن و پاسخگویی کارآمدی تدابیرتان است.

مجدالدین معلمی.  پایگاه تحلیلی خبری598

[ سه شنبه یازدهم شهریور 1393 ] [ 6:52 ] [ ناصر ]

 

            گويي اين جماعت مدعي انقلاب و اصول گرايي و جذب دگرانديشان، دست از سر فيلمساز کهنه کار سينماي ايران برنمي‌دارند و به هر لطايف الحيلي که شده مي‌خواهند او را جذب انقلاب و گفتمان انقلاب اسلامي کنند! و هر چه اين بنده خدا قسم و آيه مي‌خواند که بابا جان! من به همان فضاي 40-50 سال پيش دلخوشم، آدم‌هاي من مال آن دوره‌اند و من از اين حرف‌هايي که شما مي‌زنيد مثل سينماي انقلابي و اسلامي سر در نمي‌آورم!! بازهم رهايش نمي‌کنند. بعد از اينکه سه سال پيش به يکي از ضعيف‌ترين و اهانت آميزترين فيلم‌هايش، سيمرغ بلورين جشنواره فيلم فجر را دادند (و از هول حليم توي ديگ هم افتادند) و در همان جشنواره، بساط تجليل و تحسين از فيلمسازي که هرگز ادعاي همراهي با انقلاب و نظام اسلامي نداشته را برپا ساختند، نوبت پيشگو خواندنش رسيد و گفتند که او با يکي از فيلم هايش در سال 1356 (سفر سنگ) اصلا وقوع انقلاب اسلامي را پيش بيني کرده است!
جل الخالق !! آن هم با فيلمنامه‌اي از بهزاد فراهاني که در آن زمان چپ مي‌زد و مدعي سوسياليسم بود و با تهيه کنندگي اسي منفرد‌زاده که به خون انقلاب اسلامي، تشنه است و البته با پول و سرمايه مهرداد پهلبد ( شوهر خواهر شاه) که در آن زمان، وزير فرهنگ و هنر طاغوت بود!!!


ادامه مطلب
[ دوشنبه دهم شهریور 1393 ] [ 10:50 ] [ ناصر ]

 

بسم الله الرحمن الرحیم

 در حالي كه شرايط فعلي مملكت براي برون رفت از مشكلات ركود اقتصادي و غلبه بر تحريم‎ها، به همدلي و آرامش بيش از پيش در فضاي سياسي نياز مبرم دارد  وهمواره این موضوع مورد تاکید مقام معظم رهبری وریاست محترم جمهوری بوده است، گویا وزير محترم نفت با طرح و بيان موارد مبهم و كاملاً سوال برانگيز، صلاح را در ملتهب‎سازي فضای سياسي، براي پيشبرد اهداف خود مي‎بيند.

 برنامه پايش كه معمولاً و تا قبل از برنامه اخير، تلاش می‎کرد يك برنامه زنده تلويزيوني منصفانه باشد که به نقد و بررسی يك معضل مورد ابتلاء اجتماعي/سياسي و یا اقتصادي مي پرداخت، در برنامه مورخ 21/5/93 فضارا يك جانبه براي جناب آقاي زنگنه و بيان ديدگاه‎هاي كاملاً شخصي ايشان مهياء نمود، بنحوي كه براي غالب بينندگان آن برنامه وزين، محل سوال بود که چگونه میهمان برنامه از واژه هایی همچون : «دیگردوران خورد و بردها (در نفت)تمام شده است » ، «تا زمان حضور من در وزارت نفت،راه چنین افرادی برای خوردن پول بیت المال بسته شده است»، «من تاسیس پالایشگاه را امری مقدس نمی دانم...» و « نزدیک به 50 تا60 هزار نفر از این افراد( پرسنل صنعت نفت) مازاد هستند » ، «یک سری افراد بدون بلیت سوار اتوبوس شده بودند که این افراد را پیاده کردیم»، «این افراد بی سواد بودند و بدون تخصص در صنعت نفت مشغول به کار شده بودند که بجای آنها افراد سابقه دار را جایگزین کردیم»!!!، « مطمئن باشید افرادی را برداشته ایم که صلاحیت نداشته اند»، « متاسفانه روحیه تنبلی در کشور ایجاد شده است ویک شبه نمی توان آن را بر طرف کرد.»!!!! و امثال چنين ادبياتی ايراد سخن نمود. که قبلا نیز در مقاطع مختلف از چنین واژه هایی بدین مضمون (همچون گروهبانان جای سرهنگ ها و ژنرال ها را گرفته بودند، در هشت سال دوران قبل خیلی خراب کاری شد ویا بیت المال رفته وبعضی آقایان طلب کار هستند و غیره) استفاده کرده بود و متاسفانه مجری محترم آن برنامه نیز، دلایل کارشناسی برای اثبات موضوعات عنوان شده را از او طلب ننمود....


ادامه مطلب
[ پنجشنبه ششم شهریور 1393 ] [ 6:49 ] [ ناصر ]

مرغ دلم راهی قم می شود

در حرم امن تو گم می شود

عمه سادات سلام علیک

روح عبادات سلام علیک

كوثر نوری به كویر قمی

آب حیات دل این مردمی

عمه سادات بگو كیستی؟

فاطمه یا زینب ثانیستی؟

از سفر كرب و بلا آمدی؟

یا كه به دنبال رضا آمدی؟

من چه كنم شعله داغ تو را

درد و غم شاهچراغ تو را

کاش شبی مست حضورم كنی

با خبر از وقت ظهورم كنی

مرحوم محمد رضا آقاسی

[ پنجشنبه ششم شهریور 1393 ] [ 0:26 ] [ ناصر ]

کاش من هم به لطف مذهب نور

تا مقام حضور می رفتم

کاش مانند یار صادقتان

بی امان در تنور می رفتم

علم عالم در اختیار شماست

جبر در این مسیر حیران است

چشم هایت طبیب و بیمارش

یک جهان جابر بن حیان است

روز و شب را رقم بزن آخر

ماه و خورشید در مُرکّب توست

ملک لا هوت را مراد تویی

آسمان ها مرید مذهب توست

قصه تکرار می شود یعنی

باز هم در مدینه عاشق نیست

کوچه در کوچه شهر را گشتم

هیچ‌کس با امام، صادق نیست

خواب دیدم که پشت پنجره ها

روبروی بقیع گریانم

پابه پای کبوتران حرم

در پی آن مزار پنهانم

گریه در گریه با خودم گفتم

جان افلاک پشت پنجره هاست

آی مردم ! تمام هستی ما

در همین خاک پشت پنجره هاست

                                   سید حمیدرضا برقعی

[ شنبه یکم شهریور 1393 ] [ 6:53 ] [ ناصر ]

 

در کلام امام خمینی(ره)  سه سؤال مهم در این زمینه پاسخ داردکه اساسا چه کسی باید به جهنم برود و چه چیز سبب می‎شود که انسان به جهنم برود: 
1. این حب جاه است که انسان را به جهنم می‎برد
امام خمینی(ره) حبّ جاه و مقام پرستی را عامل جهنمی شدن انسان معرفی می فرمود:
«همه بلاهايى كه سر انسان مى‏آيد از اين حبّ نفس است؛ [از اين‏] كه آدم خودش را دوست دارد. تمام گرفتاريهايى كه براى همه ما هست، براى اين حبّ‏ جاه‏ و حبّ نفس است. حبّ‏ جاه‏ است كه انسان را به كشتن مى‏دهد، انسان را به فنا مى‏دهد، انسان را "به جهنّم" می برد. رأس همه خطيئه ها همين است: رَأْسُ كُلِّ خَطيئَةٍ همين حبّ جاه و حبّ نفس است.»
2. منشأ دشمن پنداری منتقدان چیست؟
امام خمینی(ره) خودخواهی و حبّ نفس را منشأ دشمن انگاری منتقدان و ناصحان می دانستند:
«همه خطاها از اينجا بروز می كند. انسان چون خود را می بيند و خودخواه است، همه چيز را براى خودش مى‏خواهد؛ و هر كس مانع او بشود- و لو به توهّمش- با او دشمن مى‏شود؛ و هر چه را كه مى‏خواهد، چون براى خودش می خواهد، حدود، ديگر قائل نيست؛ از اين جهت مبدأ همه‏ گرفتاريها می شود.»
3. چه کسانی اهل مبارزه و مقاومت دربرابر دشمنان اسلام نیستند؟
درک این نکته که دلواپسی منتقدان سیاست خارجی ، از جنس ترس و لرز نیست ، کار سختی نیست. دلواپسان، دلواپس وادادگی و عقب نشینی  از حقوق ملت و ارزشهای انقلاب و اسلامند، نه دلواپس تعامل با دنیا. آنها دلواپس تحقق پیش بینی تلخ امام خمینی(ره) از روزهای بدی هستند که آن پیر فرزانه در خشت خام دیده بود و هشدار داده بود. نگران آنند که نکند خدای ناکرده حبّ جاه مانع مبارزه و مقاومت دربرابر دشمنان اسلام شود. چنانکه امام فرمود:

«شما خداى نخواسته روزهاى سياهى در پيش داريد؛ اين طور كه زمينه است، روزهاى بدى خواهيد ديد. ايادى استعمار می خواهند تمام حيثيات اسلام را از بين ببرند، و شما بايد در مقابل ايستادگى كنيد؛ و با حبّ نفس و حبّ‏ جاه‏ و كبر و غرور نمی توان مقاومت كرد. عالِم سوء، عالِم متوجه به دنيا، عالِمى كه در فكر حفظ مسند و رياست باشد، نمی تواند با دشمنان اسلام مبارزه نمايد. و ضررش از ديگران بيشتر است. قدم را الهى كنيد، حبّ دنيا را از دل بيرون نماييد، آن وقت می توانيد مبارزه كنيد.»

[ چهارشنبه بیست و دوم مرداد 1393 ] [ 8:14 ] [ ناصر ]

 

     در هشتم شوال سال 1344 هجری قمری پس از اشغال مکه، وهابیان به سرکردگی عبدالعزیزبن سعود روی به مدینه آوردند و پس از محاصره و جنگ با مدافعان شهر، سرانجام آن را اشغال کرده، مأمورین عثمانی را بیرون کردند و به تخریب قبور ائمه بقیع و دیگر قبور همچنین قبر ابراهیم فرزند پیامبر اکرم – صلی الله علیه و آله و سلم – قبور زنان آن حضرت ، قبر ام البنین مادر حضرت اباالفضل العباس – علیه السلام – و قبر عبدالله پدر پیامبر و اسماعیل فرزند امام صادق – علیه السلام – و بسیاری قبور دیگرپرداختند. ضریح فولادی ائمه بقیع را که در اصفهان ساخته شده بود و روی قبور حضرات معصومین امام مجتبی، امام سجاد ، امام باقر و امام صادق – علیهم السلام – قرار داشت را از جا در آورده و بردند. اما این اولین حمله آنان به مدینه نبود. آنان در سال 1221 هجری نیز یک بار دیگر به مدینه هجوم برده، پس از یک سال و نیم محاصره توانسته بودند آن شهر را تصرف کنند و پس از تصرف اقدام به غارت اشیای گرانبهای حرم پیامبر – صلی الله علیه و آله و سلم – و تخریب و غارت قبرستان بقیع نمودند...


ادامه مطلب
[ چهارشنبه پانزدهم مرداد 1393 ] [ 8:0 ] [ ناصر ]

وقت پرواز آسمان شده بود گوئیا آخر جهان شده بود
کعبه می‌رفت در دل محراب لحظه گریه اذان شده بود
کوفه لبریز از مصیبت بود باد در کوچه نوحه‌خوان شده بود
شور افتاد در دل زینب(س) پی بابا دلش روان شده بود
در و دیوار التماسش کرد در و دیوار مهربان شده بود
شوق دیدار حضرت زهرا در نگاه علی عیان شده بود
خار در چشم و تیغ بین زخم، مهمان استخوان شده بود
سایه‌ای شوم پشت هر دیوار گلو شدر کمین علی نهان شده بود
ناگهان آسمان ترک برداشت فرق خورشید خون‌فشان شده بود
در نجف سینه بیقرار از عشق گفت «لایمکن الفرار» از عشق

                                    سیدحمیدرضا برقعی

[ پنجشنبه بیست و ششم تیر 1393 ] [ 6:25 ] [ ناصر ]

نیمه ی ماه خدا ماه خدا پیدا شد
کرم و جود و عطای ابدی معنا شد
باظهور پسر فاطمه ی بنت رسول
آسمان محو تماشای گل زهرا شد
حضرت حیدر کرار به وجد آمده بود
چونکه با لطف خداوند رحیم بابا شد
  کوری چشم همه دشمنها از اول
سید و سرور و سالار بنی الزهرا شد
سائل خوان کریمانه ی اقای کرم
با گدایی در خانه ی او اقا شد
آینه دار خداوند جلی آمده است
همه ی هستی زهرا و علی آمده است
دل من صبح و مسا بر لب بامش باشد
عامل مستی مان بردن نامش باشد
باگدایی درش حاتم طایی دیده
او کریم است و کرم مشی و مرامش باشد
"واذا زلزلت الارض..." پیامد های
نعره ی حیدری و ضربه ی گامش باشد
نوکری در او کار من و تو نبود
حضرت یوسف صدیق غلامش باشد
پیرو صلح و سکوتش همه ایمان داریم
کربلا شعبه ای از خط قیامش باشد
  پاره های جگرش هم دم " لایوم..." گرفت...


ادامه مطلب
[ شنبه بیست و یکم تیر 1393 ] [ 15:19 ] [ ناصر ]
.: Weblog Themes By Salehon.ir :.
درباره وبلاگ

ما در دل خود هزار سنگر داریم
با نور ولایـــت مه و اختر داریم
مصباح هدایت زمانه مهدیست
از یمن دعای اوست رهبر داریم

موضوعات وب
حمایت می کنیم

جهت دریافت برنامه های رادیو افسران کلیک کنید

امکانات وب

آیه قرآن تصادفی
آیه قرآن
مهدویت امام زمان (عج)
دانشنامه عاشورا
حدیث موضوعی
پیج رنک گوگل وصیت شهدا ... ...