• Slide1
  • Slide2
  • Slide3

مردم ِ شهر رسیدند ولی با آتش

آمده لشکر ِ ابلیس سراپا آتش

داشت از درد تنِ خانه به خود می پیچید

داد زد کوبه ی در  وای خدایا آتش

درِ این خانه و آتش!؟چه خیالی دارند؟

جمع کردند در خانه ی دریا آتش

در خودش شعله زد و سوخت و خاکستر شد

با خودش گفت چرا خانۀ زهرا آتش!؟ . .

باز تکرارِ همین قصه کمی آنسوتر

کربلا، روز دهم،خیمه و غوغا آتش



 

              هرکسی اگر ادعائی داشته باشد باید آن را اثبات کند. کسی که مدعی محبت و مودت اهل‌بیت عصمت و طهارت(ع) و شیعه و پیرو آنان است، باید این ادعا را با عملش به اثبات برساند.
فاطمه(س) خود را شیعه امیرمومنان امام‌علی(ع) می‌داند و در قول و فعلش نشان می‌دهد تا چه اندازه پیرو است و در همین راه نیز به شهادت می‌رسد و نخستین شهید راه ولایت می‌شود. نویسنده با مراجعه به سنت و سیره حضرت فاطمه(س) بر آن است که حقیقت شیعه بودن از منظر فاطمی(س) را تبیین کند.
فاطمه(س)قرآن مجسم
قرآن، کتاب هدایت و راهنمای بشر است. قرآن دارای آموزه‌های معرفتی و دستوری است. این کتاب الهی و وحیانی بر آن است تا فلسفه زندگی را برای انسان تبیین کرده و سبک زندگی را بر اساس آن فلسفه پی‌ریزی کند. لذا در این مقام، تبیان کل شی است و هر چیزی را به تمام و کمال روشن کرده است. (نحل، آیه 89)

...



 

زینب آن گلواژه بستان عشق
منطق الفیض دبیرستان عشق
فارغ التحصیل دانشگاه صبر
قهرمان قهرمانی ها به دهر
شیر حق را در بلاغت شیرزن
تیر غم را در مصائب پیل تن
نور حق از چهره او منجلی
 تالی زهرا و ثانی علی
جرعه نوش باده جام الست
 درمقام باده نوشی چیره دست
جرعه ای نوشید وخضر راه شد
 سینه چاک عشق ثارالله شد
چهارساله دختری کز عرض جان
 صبر از صبرش بگوید الامان
یکشبی خوابید آن نیکو سرشت
 مادرش را دید درباغ بهشت
دید آن پهلو شکسته همچو گل
 جا گرفته در بر ختم رُسُل
ناگهان چشمش هلال ماه دید
 آنچه را نادیده بود آنگاه دید
دید روی مادرش را نیلگون
 نیلگون از سیلی خصم زبون
ناله ای از پرده دل برکشید
 آن چنان کز جا سپندآسا پرید
ناله او را شنیدی تا حسین
همدم او گشت با صد شور و شَین
گفت ای خواهر چرا نالان شدی
 همچو مرغ از خواب خوش پرّان شدی
گفت زینب ای مرا آرام جان
 دیده ام خوابی بکن تعبیر آن
موبه مو آن خواب را ابراز کرد
 صد گره از عقده دل بازکرد
از حسینش خواست تفسیرش کند
 آنچه دیده خواب تعبیرش کند
یوسف زهرا سخن آغاز کرد
 غنچه لعل لبش را باز کرد
گفت خواهر بشنو و زاری مکن
 خون دل از دیدگان جاری مکن
روی مادر گر که دیدی چون هلال
 می کند آگاهت از روی وصال
خواب تو سر منشأ هوشیاری است
 آنچه دیدی نغمه بیداری است
غم مخور خواهر شود این راه طی
خواب تو تعبیرگردد روی نی
روی نی بینی هلال یک شبه
 آن که دیدی روی ماه فاطمه
جای روی نیلگون مادرم
غرقِ خون بینی به روی نی سرم
کام تلخت پر حلاوت می کنم
 بهر تو قرآن تلاوت می کنم
آن هلالم من که شیدایت کنم
روی نی محو تماشایت کنم
آن سه ساله کز کمان تیر آه
 می کند بر من به روی نی نگاه
همرهی با سوز آهش می کنم
 از فراز نی نگاهش می کنم

ژولیده نیشابوری



   

       من حقیقتا نگران هستم. من نگران اسلام هستم. ما اسلام را از چنگ محمد رضا در آوردیم و من خوف این را دارم که اسلام به چنگ ما مبتلا شده باشد! به طورى که ما هم مثل او یا بدتر از او بر سر اسلام بیاوریم. این نگرانى هست و زیاد است. آدم هاى جاهلى هستند که به خیال خودشان دارند خدمت مى‏ کنند براى اسلام، خدمت مى‏ کنند، لکن سرخود کارهایى مى‏ کنند که ضرر به حیثیت اسلام مى‏ خورد...
من هم خسته دارم مى ‏شوم! خدا مى‏ داند که من در آن رژیم سابق هیچ وقت از هیچ چیز خسته نمى ‏شدم، هر فشارى مى‏ آوردند بر من خسته نمى‏ شدم، «حالا دارم از خودمان خسته مى‏ شوم»! آخر چرا باید این طور باشد؟ آخر یک فکرى بکنید. اگر دیر بجنبید اسلام را در خطر تضییع و رفتن آبرویش قرار داده‏ اید...
«سعدى از دست خویشتن فریاد» من هم از دست خودمان! از دست خودمان فریاد هست...!"

صحیفه امام، جلد 11 صفحه 312



 

1ـ موقع تحویل سال که می‌شود، حال و هوایش با تمام فضاهای دیگری که در طول سال لمس کرده ایم متفاوت می‌شود. تنها صدایی که به گوش می‌رسد، تیک تاک ساعت است که از نزدیک شدن لحظۀ تحویل سال خبر می‌دهد.  

شاید در عالم واقع، اتفاق خاصی هم نیفتد و اصلا خود زمین هم نفهمد که یک دور مدار خورشید را طی کرده است. شاید تخم مرغی که در بچگی به ما می‌گفتند موقع تحویل سال می‌چرخد، هرگز نچرخد. شاید ننه سرمایی که با داستان هایش، زمستان‌هایمان را به بهار می‌رساندیم، کوله بارش را نبسته باشد و شاید میرزا نوروز و حاجی فیروزی هم دست افشان نیامده باشند اما مهیایش می‌شویم، خانه تکانی می‌کنیم، سبزه می‌ اندازیم، لباس نو می‌پوشیم، عیدی می‌دهیم، شیشه پنجره را برق می‌اندازیم تا آمدنش را خوب به تماشا بنشینیم...

اما به راستی چه رمزی در این أحسن الحال نهفته است که در تحویل سال آن را به وضوح حس می‌کنیم؟ آن لحظه، گویا دل تمام مردم سرزمین مادری مان، همدل و هماهنگ می‌شود و قلب‌ها دست به دست هم می‌دهند تا تحولی شگفت در ما رخ دهد. آن لحظه، همه باور داریم که باید برای أحسن الحال شدن دست به دعا برداریم...







    
             با همه فراز و نشیب‌ها در آستانه سی و ششمین سالگرد انقلاب که به گفته امام انفجار نور بود هستیم؛ و حدود چهار دهه را طی طریق کرده ایم. ما مراحلی را گذراندیم که می‌گفتند فردا، انقلابی وجود ندارد و کار تمام است. زمانی که گروهک‌های مسلح عربده کشی می‌کردند می‌گفتند کار انقلاب تمام است. پیش بینی می‌کردند خیلی دیگر بتوانید دوام بیاورید شش ماه است و تا همین الان دائم این شش ماه‌ها را تمدید می کنند. ان شا الله آن قدر این زمان ها را تمدید کنند که پرچم این انقلاب را به دست امام زمان(عجل الله) برسانیم.
 
زمانی که امام تصمیم گرفت با مستکبران و رژیم پهلوی درگیر شود تقریبا همه با او مخالفت کردند. و می گفتند این کار دیوانگی و جنون است و جواب نمی دهد و آمریکا حکمران این نظام است. مردم این کشور قرن هاست که به حکومت دیکتاتوری عادت کرده اند؛ و این کار نتیجه ای ندارد. در شرایطی که ناقوس مرگ بر نظام حاکم بود، امام شروع به مبارزه کرد و وقتی به امام گفتند که سرباز و یار نداریم امام در جواب گفت: سربازهای من در گهواره ها هستند.
 
امام برای تفکر بزرگ خود خیلی سختی کشید و پانزده سال به تبعید رفت. اما در نجف در کنار خود امیرالمومنین(علیه السلام) درس و رموز این انقلاب بزرگ را مستقیم از خود مولا دریافت کرد که این تقدیر الهی خداوند عزوجل بود.
 
در طول این مسیر خیلی ها در راه امام قرار گرفتند و به او گفتند: این مدل کار فرهنگی برای انقلاب کردن، جواب نمی دهد و به امام پیشنهاد کردند که از ظرفیت نظامی گروهک ها استفاده کن، اما امام گفت که ما به اسلحه نیاز نداریم؛ و ما با فتح القلوب انقلاب می کنیم. موضوع جالب همین است که شاید منطقی به نظر می رسید که امام از این مجموعه نظامی استفاده می کرد و بعد ها آن را انکار می کرد و یا سهم آن گروه ها را می داد چرا که در آن زمان سرباز و نیرو نداشت. اما این ها نشان می دهد که هدف وسیله را توجیه نمی کند و نمی توان برای رسیدن به اهداف از هر وسیله ای استفاده کرد...


بسم الله الرحمن الرحیم

اللهم صل علی جمیع الانبیاء و المرسلین و علی خاتمهم محمد ابن عبدالله و آله الطاهرین و صحبه المنتجبین

اللهم عجل لولیک الفرج والعافیه والنصر واجعلنا من خیر انصاره و اعوانه و المستشهدین بین یدیه

علایم و شواهد مختلف نشان می‌دهد که حوادث بسیار زشت و محکوم تروریستی در پاریس ، پرده دیگری از صحنه آرایی غارتگران بین المللی است که با هدف تداوم بخشیدن به سیاست های سلطه گرانه و به تعویق انداختن اضمحلال و فروپاشی نظام سرمایه داری به نمایش در آمده است. نمایشی که گرچه با کپی برداری ناقص از پرده قبلی یعنی حادثه ۱۱ سپتامبر ، طراحی و اجرا شد اما به سهولت می توان اندیشه شیطانی استعمارگران و سلطه طلبان را در آن ردیابی کرد و چنین به نظر می رسد که حلقه دیگری از برنامه توسعه سلطه از طریق گسترش نژاد پرستی و ایجاد جنگ مذهبی و قومی در حال تکمیل شدن است.

پرواضح است که ملتها بیدارند و به خوبی عمق حوادث را درک می کنند، اما اینجانب نیز به حسب وظیفه و در دفاع از ارزش های الهی و انسانی، نکاتی را با ملتها در میان می گذارم:

۱- پیامبران الهی که پاک ترین انسانها ، نماد رحمت الهی ، تجلی کامل ارزش های انسانی و سرشار از عشق به همه مردم هستند، مبعوث شده اند تا بدون درخواست هرگونه پاداشی ، همگان را در شناخت و پیمودن راه سعادت ، کمال و مهرورزی یاری دهند و خدا به انسان فرصت داد تا برای نیل به قله کمال ، اهتمام خویش را به ساختن جامعه ای سعادتمند و مملو از دوستی ، عدالت ، عزت ، آزادی و ارزش های انسانی و عاری از اختلاف و دشمنی ، فقر ، تحقیر و تحمیل معطوف کند...



 

           دربررسی اجمالی از جنگ نمادها در پروندۀ هسته ای و مع الاسف برای عبور از شواهد فرا دستانۀ آمریکا و اروپا در این جنگِ رجزها،  توجه وزارت خارجه ايران، كه سرباز خطِّ مقدّمِ وطن ميباشند ، را به اقدام نمادین شهید عالی مقام، محمدعلی رجایی -رضوان الله علیه که از قضا از سوی تروریست های پناه گرفته در فرانسه با طرزی فجیع به شهادت رسید-  جلب می گردد.  شاید مراقبت کنند تا هویت ایرانی بیش از این تحقیر نگردد؛ نامه ای که با شمارۀ 125 به تاریخ 20/5/1360  در دفتر رئیس جمهور رجایی ثبت شد و سندی ارزشمند در تاریخ معاصر ایران به شمار می آید:

بسم  الله الرحمن الرحیم

جناب آقای فرانسوآ میتران رئیس جمهور فرانسه

        پیام تبریک شما را بمناسبت انتخاب اینجانب به ریاست جمهوری اسلامی ایران دریافت کردم. شما در این پیام نوشته اید: "آرزومندم روابط بین دو کشور ما توسعه یابد که با دوستی صمیمانه و عمیق بین دو ملّت مطابقت نماید."

شما آقای میتران، می دانید که جمهوری اسلامی ایران، "اسلامی" است و من نیز به این اعتبار به این مقام انتخاب شده ام که ملت انقلابی ایران، مرا بعنوان یک فرد "مسلمان" شناخته است و نیز لازم است بدانید که یک "مسلمان" نمی تواند دروغ بگوید و طبعاً آنچه بر زبان می آورد، همان است که در قلبش می گذرد.

من ملت فرانسه را ملّتی بزرگ و آزادیخواه می شناسم و بدینوسیله مراتب احترام قلبی خود را به این ملّت بزرگ نثار می‌کنم. من آرزو می کنم که ملت فرانسه همیشه بیاد داشته باشد که پدران آنها، بخاطر معنویت و آزادی قیام کردند، درهای زندان باستیل را گشودند، جنایتکاران را به سزای اعمال خود رساندند و انقلابی کردند که در  تاریخ جهان از آن به صفت، "کبیر" یاد می شود...




مطالب قديمي‌تر