عرش پيمايان ولايت
 

اَلسَّلامُ عَلَى الْحُسَیْنِ وَ عَلى عَلِىِّ بْنِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَوْلادِ الْحُسَیْنِ وَ عَلى اَصْحابِ الْحُسَیْنِ

 

چه فكري مي كني اي تير آيا قد اصغر را نمي بيني ؟

/ مگر بر آستان خيمه مادر را نمي بيني؟ /

 كه خود را مي كشي اينقدر با شدت/

 كه دقت كرده اي اين گونه با دقت/

كه از زه مي پري اينطور با سرعت؟/

 هميشه نقطه ي قلب هدف مشكي ست /

 اما خوب دقت كن! /

 كه اين دفعه سفيدي گلوگاهي هدف گشته /

 به روي دست خورشيد جهان ماهي هدف گشته /

 اگر يك شعبه همبودي نمي ماند از گلو چيزي /

چه تصوير غم انگيزي /

كه تيري با سه تا شعبه  به سوي

 حنجري رفته /

به قصد آفتابي بر وراي منبري رفته /

پريشانم از اين برخورد/

گر آبش نمي داديد اين كودك خودش مي مرد/

چرا تير سه شعبه؟ كه براي كودك تشنه  نبودآب كافي بود /

براي اين كه بابا بشكند از پا ميان علقمه بانگ "برادر جان مرا درياب" كافي بود /

 فقط درد علي اكبر براي اينكه از پا دربيايد عاقبت ارباب كافي بود /

چرا ديگر علي اصغر؟  چرا شش ماه ي پرپر ؟/

 چه فكري مي كني اي تير  هر اندازه مجبوري /

 هدف كوچكتر است از تو نمي بيني مگر كوري؟ /

مگر كوري؟   يقينا با چنين فرضي /

چنين طولي  چنين عرضي /

 اگر حتي به بالا ... نه !  به زير گردنش خوردي /

 به غير از حنجره از صورتش هم قسمتي بردي /

 مگرحجم گلوي آدم بالغ چه اندازه ست؟  علي اصغر تشنه كه ديگر جاي خود دارد /

هزاران نكته در اينجاست كه فرض نشد دارد؛/

 يكي اينكه به اين سرعت  اگر تيري رها گشته /

زبانم لال حتما سر از اين پيكر جدا گشته /

وگر هم مانده جاي تير و حنجر جابجا گشته /

 وديگر اينكه  از اين سو گلوي خشك شش ماهه ز جنس نرم غضروف است /

واز آن سو نشانه گيري زير گلوي حرمله بسيار معروف است /

نتيجه گيري اش از تو ،  شب هفتم هميشه روضه مكشوف است !!!

                                                                           شاعر : مهدی رحیمی



موضوعات مرتبط:

نوشته شده در تاريخ جمعه نهم آبان 1393 توسط ناصر

روز ازل که نقشه عالم درست شد

با اذن مادرت گِل آدم درست شد

نامت نشست بر لب زهرا و گریه کرد

آهی کشید فاطمه و غم درست شد

آبی نبود، خاک نبود و فلک نبود

با اشک چشم اوست که زمزم درست شد

تصویب شد برای تو باید که گریه کرد

از آن به بعد ماه محرم درست شد

پیراهنی که دوخت برای تو مادرت

ته مانده اش برای تو پرچم درست شد

دنیا هنوز کاملِ کامل نبود که

با ساختِ حریم تو کم کم درست شد

با نام روضه روی زمین هم بهشت شد

جایی برای گریۀ ما هم درست شد

مقتل نبود و جزوه نبود و خدای خواست

تا که کتاب ابن مقرم درست شد

بی تو جهان نداشت بها و بها گرفت

دنیایِ با حسین، منظم درست شد

بعد از گذشت چند صباحی زداغ تو

بازین چه شورش است و چه ماتم درست شد



موضوعات مرتبط:

نوشته شده در تاريخ یکشنبه چهارم آبان 1393 توسط ناصر

تا گریه بر حسین تمنای خلقت است

بین من و تمام ملائك رقابت است

نزدیك می كند دل ما را به هم حسین

این اشك روضه نیست، كه عقد اخوت است

مقبول اگر شداست نمازی كه خوانده ایم

مهر قبولیش به خدا مهر تربت است

ما از غدیر سینه زن كربلا شدیم

این دست های رو به خدا دست بیعت است

پیدا شدیم هرچه در این راه گم شدیم

یعنی فقط حسین چراغ هدایت است

از دخل آبروی حسین است خرج ما

نوكر برای صاحبش اسباب زحمت است

قران و منبر و دوسه خط روضه ی عطش

ساعات خوب هفته همین چند ساعت است

حالا كه بغض بسته به من راه حرف را

مقتل بخوان كه موقع ذكر مصیبت است

افتاده بود روی زمین زبر دست و پا

شعرم تمام می شود اینجا. روایت است

كه چون تنگ شد بر او میدان

فتاد از حركت ذوالجناح از جولان

نه ذوالجناح دگر تاب استقامت داشت

نه سیدالشهدا بر جدال طاقت داشت

هوا ز باد مخالف چو قیرگون گردید

عزیز فاطمه از اسب سرنگون گردید

بلند مرتبه شاهی زصدر زین افتاد

اگر غلط نكنم عرش بر زمین افتاد



موضوعات مرتبط:

نوشته شده در تاريخ چهارشنبه سی ام مهر 1393 توسط ناصر

یا علی ای معنی و مفهوم عنوان غدیر
ای ولای حضرتت تفسیر و برهان غدیر
با تو اسلام رسول الله کامل می شود
ای که «اَتمَمتُ لَکُم» هستی و قرآن غدیر
تو که هستی که نبی دست تو را بالا گرفت
گفت ای اصحاب من! جان شما، جان غدیر
تو که هستی، حضرت استاد دین و زندگی
من که هستم پیش تو، طفل دبستان غدیر
من که هستم در حریم لا یزال شاهی ات
مورم و ران ملخ دارم، سلیمان غدیر
من گدای سفره و خوان غدیرم یاعلی
تا ابد بر سفره ی لطفت فقیرم یاعلی

یا علی ای آنکه اسلام از تو عزّت یافته
از غدیر تو رسالت قدر و قیمت یافته
برکه ی علم تمام انبیاء روز غدیر
گشته اقیانوس و از یمن تو برکت یافته
تا که چرخ بندگی ساکن نماند در زمان
از تو و از آل تو این چرخه حرکت یافته
شیعه با تو تا خدا اصلاً ندارد فاصله
با ولایت شیعگی از بس که قدرت یافته
آمدی و صورت ابلیس خاک آلود شد
چهره ی کفر از جمال تو چه ذلّت یافته
روز شادی أَئِمّه، شیعیان، شد این غدیر
روزعیدی دادن صاحب زمان شد این غدیر
سر علی، سرورعلی، والی علی، والاعلی
گل علی، گلشن علی، گلواژه ی لبها علی
ره علی، راهم علی، سیر اِلیَ اللّهم علی
مه علی، ماهم علی، شمس جهان آرا علی
نور علی و شور علی، شیرینی انگور علی
می علی، مستی علی، ساقی علی، سقّا علی
مُهر علی، تسبیح علی، سجّاده و سجده علی
ذکر علی، ذاکر علی، مذکورِ حق همتا علی
نوح علی، آدم علی، موسی علی، عیسی علی
انبیاء یکجا امیرالمومنین، امّا علی
با وجود اینکه بی مانند و بی همتا بود
افتخارش همسری حضرت زهرا بود        
دل پر از عشق طواف چادر خیرالنّساست
سر پر از شور نظر بر ماه روی مرتضاست
عاقبت ذرّه می افتد زیر پای آفتاب
فطرتاً این قطره با دریای رحمت آشناست
کعبه هم با مرتضای خویش بیعت کرده است
چون امیرالمومنینش خانه زاد کبریاست
چشم دل را می گشایم، دستهای کائنات
روز بیعت توی دستان علی، آقای ماست
عرش هم دستی برآورده است و  بیعت می کند
حوزه ی مهر علی اصلاً ورای عرش هاست
کیست این محبوب خلق و جلوه ی پروردگار
لا فتی الا علی لا سیف الا ذوالفقار
گر چه من آلوده ای پست و حقیرم یا علی
سربلندم زاده ی یَومُ الغَدیرم یا علی
در صراط بندگی تا که نلغزد پای من
تا قیامت سر زِ پایت برنگیرم یا علی
تا فقیر حضرتت هستم دلم قرص است، چون
بر دو عالم با گداییّت امیرم یا علی
کاش بودم در مدینه تا که یاری ات کنم
گوشه ی دامان پاکت را بگیرم یا علی
دستهایت بسته بود و بر دلت داغی زدند
جای آن دارد که از داغت بمیرم یا علی
دست هایت بسته بود و کوثرت را می زدند
روبروی بچّه هایت، همسرت را می زدند

                                         شاعر : امیر عظیمی



موضوعات مرتبط:

نوشته شده در تاريخ شنبه نوزدهم مهر 1393 توسط ناصر


            ما بعضی وقت‌ها به سادگی از پیچیده‌ترین مسائل و نقاط عطف کشور عبور می‌کنیم. آقا روح‌الله می‌گوید اگر ما از مسئله‌ی قدس بگذريم، اگر ما از صدام بگذريم، اگرما از همه کسانى که به ما بدى کردند بگذريم، نمى توانيم از مسئله‌ی حجاز بگذريم. پس این اتفاق خیلی بزرگتر از چیزهایی است که شنیده‌ایم. اما باز هم در اهمیت این جنایت بزرگ می‌گوید برای از دست دادن پسرم مصطفی، به خاطر آغاز جنگ، هنگام از دست دادن مطهری و رجائی و بهشتی آن قدر اذیت نشدم. اما ماجرای حج سال 66 کمر من را شکست. اما چرا با این حادثه به فراموشی سپرده شده؟ شما باید این پاسخ را پیدا کنید.

ما برای خیلی از اتفاقاتی که در کشور افتاده، مراسم و سالگرد و بزرگداشت می‌گیریم. اما ماجرای حج خونین چه در دولت اصولگرایان و چه در دولت غرب‌گرایان مغفول ماند. من با خودم عهد کردم که هر سال برای سالگرد به بهشت زهرا بروم حتی اگر به تنهایی هم شده یاد این شهدا را زنده نگه دارم...



موضوعات مرتبط:


ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه شانزدهم مهر 1393 توسط ناصر

 

يك عمر سوخت قلب تو از كينه هشام      آن دشمن سياه دل بى حياى تو 
تنها نه در عزاى تو چشم بشر گريست     آن دشمن سياه دل بى حياى تو 
اى خفته همچو گنج، به ويرانه بقيع          پر مى‏ زند كبوتر دل، در هواى تو 
در را به روى امت اسلام بسته‏ اند      آن گمرهان كه بى خبرند از صفاى تو

مبارزه با انديشه خوارج

خوارج گر چه پس از جنگ نهروان به شدت تضعيف شدند، ولى با گذشت زمان به تجديد قوا پرداخته و هوا دارانى يافته و بعدها به شورشها و حركتهاى اجتماعى دامن زدند.

يكى از ميدانهاى رويارويى امام باقر (ع) با انديشه‏هاى منحرف، موضعگيريها و روشنگريهاى آن حضرت در رويارويى با عقايد و مشى خوارج بود.

امام باقر (ع) در برخى از تعاليم خود مى‏فرمود: به اين گروه مارقه (1) بايد گفت: چرا از على (ع) جدا شديد، با اين كه شما مدتها سر در فرمان او داشتيد و در ركابش جنگيديد و نصرت و يارى وى زمينه تقرب شما را به خداوند، فراهم مى‏آورد.

آنها خواهند گفت: امير المؤمنين (ع) در دين خدا حكم كرده است (يعنى در جنگ با معاويه حكميت را پذيرفته است در حالى كه نمى‏بايست شرعا حكميت را بپذيرد) .

به آنان بايد گفت: خداوند در شريعت پيامبر حكميت را پذيرفته و آن را به دو مرد از بندگانش وانهاده است.آنجا كه فرموده:

فابعثوا حكما من اهله و حكما من اهلها ان يريدا اصلاحا يوفق الله بينهما (2)

هر گاه ميان زن و شوهر اختلافى رخ نمود كه احتمال دارد به جدايى منتهى شود، به انگيزه ايجاد سازش و همدلى ميان آنها، يك مرد از جانب شوهر و يك مرد از جانب زن به عنوان حكم فرستاده شوند تا اگر بناى اصلاح باشد، خدا آنان راتوفيق عطا كند.

از سوى ديگر، رسول خدا (ص) در جريان بنى قريظه براى حكميت، سعد بن معاذ را برگزيد و او به آن چه مورد امضا و پذيرش خداوند بود، حكم كرد.

به خوارج بايد گفت: آيا شما نمى‏دانيد كه وقتى امير المؤمنين (ع) حكميت را پذيرفت به افرادى كه حكميت بر عهده آنان نهاده شده بود فرمان داد تا بر اساس قرآن حكم كنند و از حكم خداوند فراتر نروند و شرط كرد كه اگر حكم آنان خلاف قرآن باشد، آن را نخواهد پذيرفت؟ زمانى كه كار حكميت عليه على (ع) تمام شد، برخى به آن حضرت گفتند: كسى را بر خود حكم ساختى كه عليه تو حكم كرد!

امير المؤمنين (ع) در پاسخ گفت: من به حكميت كتاب خدا تن دادم، نه به حكميت يك فرد تا نظر شخصى خودش را اعمال كند...



موضوعات مرتبط:


ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه نهم مهر 1393 توسط ناصر

     

          نشسته ام تک تک نوشته ها و نظرات را میخوانم. همه بهت زده اند. اما آقای خوب ما! تو چه خوبی! تو چه بی دلیل خوبی! تو چه با دلیل خوبی! تو چقدر خوبِ خوبی! اصلاً چه بنویسم؟! زبانم گیر کرده. چشمهایم از صبح تا حالا ده بار منفجر شده. از شما چه پنهان باشد پیش از این فکر می کردم کسی که در این جهان از همه بیشتر دوستش دارم و عاشقش هستم و جانم را هزارها بار تقدیم لبخندش و قهرش و حرفش و سکوتش و صدایش می کنم، آنکه بی دلیل و با دلیل و صبح و شب و الآن و بعدن و قبلاً و همیشه و همه جوره و در هر وضعیت و شرایط دوستش دارم، تویی ای عزیزِ مهربان. اما از آنروز صبح به «یقین» رسیدم کسی که در این جهان «از همه بیشتر دوستش دارم» و «عاشقش هستم» و «جانم را هزارها بار تقدیم لبخندش و قهرش و حرفش و سکوتش و صدایش می کنم»، آنکه «بی دلیل و با دلیل و صبح و شب و الآن و بعدن و قبلاً و همیشه و همه جوره و در هر وضعیت و شرایط دوستش دارم» تویی ای عزیزِ مهربانِ همیشه با آرامش! به یقین! تو با این همه مهربانی و نشاط و امید و توکل و عشقت به راه امام عزیزمان.
اصلاً خبر داری آنروز چه کردی با قلوب امتت؟ ای امام امت! ای لبت صریح ترین آیه ی شکوفایی! ای تنت به ناز طبیبان نیازمند مباد! ای همان شعارِ «ای رهبر آزاده، آماده ایم آماده»! ای همان شعار قشنگِ «رهبر اگر فرمان دهد جان را فدایش می کنیم»ِ بچه بسیجی های دهه هفتادی و هشتادی! ای مخاطب مداحیِ قشنگِ «چشم من و امر ولی/جان من و سیدعلی»ِ مطیعی عزیز! دیگر چه بگویم؟! مگر تمام میشود؟! ای کسی که سفر رفتنت دل امام را می لرزاند و تا خبر به او نمیدادند که هواپیمایت فرود آمده دلش آرام نمیشد! ای ای ای همه ی زندگیِ ما دلدادگان راه شهدا! شما را به خدا هرچه زودتر از آن تخت بلند شوید که دل مستضعفین عالم از شرق تا غرب –هرچند شما برای دلگرمی ما گفتید چیزی نیست و نگران نباشید و ...- با این خبر لرزید…



موضوعات مرتبط:


ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ چهارشنبه نوزدهم شهریور 1393 توسط ناصر

 

        جناب آقای رییس جمهور جمهوری اسلامی ایران؛ سلام علیکم. امیداورام صرف نظر از اینکه به دنبال برچسبی کوبنده برای نویسنده ی این متن باشید، توجهی کوتاه به محتوای انتقاد داشته باشید. اصولا انتقادهای امثال من نه به جایی برمی خورد؛ نه جایگاهی داریم که تصور شود می خواهیم جای جناب تان را بگیریم! من هم بخشی از همین مردم ایران هستم که به دو دلیل نسبت به رویکرد تحقیرآمیزتان نسبت به منتقدین انتقاد دارم.

دلیل اول: جناب رییس جمهور محترم تا آنجا که من درس سیاست خواندم و آموختم، متداول ترین و جاری ترین روش امتیاز گیری از طرف مقابل در مذاکرات سیاسی روش "چماق و هویج" است! لبخند و در باغ سبز نشان دادن، در کنار تهدید و ترسیم مخاطرات شیوه ای قدیمی است!

کافی است نگاهی به همین مذاکرات هسته ای اخیر بیندازید. همیشه قبل و در حین مذاکرات حجم وسیعی از از تهدیدات ایران از طرف کنگره ی آمریکا و رژیم صهیونیستس راه می افتد. موضع کاخ سفید هم همواره این بوده که کنگره در سیطره ی جمهوری خواهان است و ما تسلطی بر آنها نداریم!!

چه کسی است که نفهمد کنگره و کاخ سفید در برخورد با ایران نقش تکراری پلیس خوب و بد را بازی می کنند؟! آن وقت منطقی است که جناب تان مداوم با نوازش تند کلامی و تحقیر منتقدانی که همه ی دغدغه شان _درست یا غلط_ منافع ملی است، خودتان را از این پشتوانه خالی کنید؟!

دلیل دوم: جناب آقای رییس جمهور، در کدام شیوه ی مدیریتی و مملکت داری جز دیکتاتوری سراغ دارید که طرد و نفی منتقدین توصیه شده باشد. نمیدانم تفکر شما نشات گرفته از کدامین اندیشمند شرقی و غربی یا اسلامی است ولی تا آنجا که من می دانم در تمام مکاتب دنیا وجود منتقدین قوی نشان دهنده ی استحکام درونی دولت و نظام اجرایی است!

نمی دانم تصور شما از میزان محبوبیت و اقتدار دولت تان چیست ولی طبق آموزه های اولیه ی علم سیاست هیچ رییس محبوب یا مقتدری از منتقدین نمی هراسد! خیلی بد است که هرگونه گفتار یا اقدام کوچک و بزرگی که بویی از مخالفت با تدابیرتان می دهد با تندترین واژگان بنوازید!

جناب رییس جمهور بدون تردید منتقدین نوع و سطح فهم و ادارک شان با جناب تان و یاران تان متفاوت است. اگر مثل شما می اندیشیدند که منتقد و مخالف برنامه های شما نبودند!! اما مگر جز این است که همه ی ما ایرانی هستیم و جز سربلندی و قدرتمند شدن ایران آرزویی نداریم؟! پس چگونه است که شما را همواره رحیم و لطیف در برابر اعدای چند صد ساله می بینیم و شدید و غلیظ بینهم هستید؟!

این که منتقدین دشمن نیستند بدیهی است و اینکه در سال اول ریاست این چنین حساس بشوید که با هر حرفی عصبانی بشوید غیر منطقی بنظر می رسد؛ پس به ما حق بدهید تصور کنیم این ژست عصبانی که هر چه می تواند به منتقد خود نسبت می دهد، صرفا برای انحراف افکار عمومی داخلی است.

آقای رییس؛ دوران رقابت های انتخاباتی و شعارهای تند رای آور خیلی وقت است پایان یافته! الان ساعت کار کردن و کار کردن و پاسخگویی کارآمدی تدابیرتان است.

مجدالدین معلمی.  پایگاه تحلیلی خبری598



موضوعات مرتبط:

نوشته شده در تاريخ سه شنبه یازدهم شهریور 1393 توسط ناصر

 

            گويي اين جماعت مدعي انقلاب و اصول گرايي و جذب دگرانديشان، دست از سر فيلمساز کهنه کار سينماي ايران برنمي‌دارند و به هر لطايف الحيلي که شده مي‌خواهند او را جذب انقلاب و گفتمان انقلاب اسلامي کنند! و هر چه اين بنده خدا قسم و آيه مي‌خواند که بابا جان! من به همان فضاي 40-50 سال پيش دلخوشم، آدم‌هاي من مال آن دوره‌اند و من از اين حرف‌هايي که شما مي‌زنيد مثل سينماي انقلابي و اسلامي سر در نمي‌آورم!! بازهم رهايش نمي‌کنند. بعد از اينکه سه سال پيش به يکي از ضعيف‌ترين و اهانت آميزترين فيلم‌هايش، سيمرغ بلورين جشنواره فيلم فجر را دادند (و از هول حليم توي ديگ هم افتادند) و در همان جشنواره، بساط تجليل و تحسين از فيلمسازي که هرگز ادعاي همراهي با انقلاب و نظام اسلامي نداشته را برپا ساختند، نوبت پيشگو خواندنش رسيد و گفتند که او با يکي از فيلم هايش در سال 1356 (سفر سنگ) اصلا وقوع انقلاب اسلامي را پيش بيني کرده است!
جل الخالق !! آن هم با فيلمنامه‌اي از بهزاد فراهاني که در آن زمان چپ مي‌زد و مدعي سوسياليسم بود و با تهيه کنندگي اسي منفرد‌زاده که به خون انقلاب اسلامي، تشنه است و البته با پول و سرمايه مهرداد پهلبد ( شوهر خواهر شاه) که در آن زمان، وزير فرهنگ و هنر طاغوت بود!!!



موضوعات مرتبط:


ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ دوشنبه دهم شهریور 1393 توسط ناصر

 

بسم الله الرحمن الرحیم

 در حالي كه شرايط فعلي مملكت براي برون رفت از مشكلات ركود اقتصادي و غلبه بر تحريم‎ها، به همدلي و آرامش بيش از پيش در فضاي سياسي نياز مبرم دارد  وهمواره این موضوع مورد تاکید مقام معظم رهبری وریاست محترم جمهوری بوده است، گویا وزير محترم نفت با طرح و بيان موارد مبهم و كاملاً سوال برانگيز، صلاح را در ملتهب‎سازي فضای سياسي، براي پيشبرد اهداف خود مي‎بيند.

 برنامه پايش كه معمولاً و تا قبل از برنامه اخير، تلاش می‎کرد يك برنامه زنده تلويزيوني منصفانه باشد که به نقد و بررسی يك معضل مورد ابتلاء اجتماعي/سياسي و یا اقتصادي مي پرداخت، در برنامه مورخ 21/5/93 فضارا يك جانبه براي جناب آقاي زنگنه و بيان ديدگاه‎هاي كاملاً شخصي ايشان مهياء نمود، بنحوي كه براي غالب بينندگان آن برنامه وزين، محل سوال بود که چگونه میهمان برنامه از واژه هایی همچون : «دیگردوران خورد و بردها (در نفت)تمام شده است » ، «تا زمان حضور من در وزارت نفت،راه چنین افرادی برای خوردن پول بیت المال بسته شده است»، «من تاسیس پالایشگاه را امری مقدس نمی دانم...» و « نزدیک به 50 تا60 هزار نفر از این افراد( پرسنل صنعت نفت) مازاد هستند » ، «یک سری افراد بدون بلیت سوار اتوبوس شده بودند که این افراد را پیاده کردیم»، «این افراد بی سواد بودند و بدون تخصص در صنعت نفت مشغول به کار شده بودند که بجای آنها افراد سابقه دار را جایگزین کردیم»!!!، « مطمئن باشید افرادی را برداشته ایم که صلاحیت نداشته اند»، « متاسفانه روحیه تنبلی در کشور ایجاد شده است ویک شبه نمی توان آن را بر طرف کرد.»!!!! و امثال چنين ادبياتی ايراد سخن نمود. که قبلا نیز در مقاطع مختلف از چنین واژه هایی بدین مضمون (همچون گروهبانان جای سرهنگ ها و ژنرال ها را گرفته بودند، در هشت سال دوران قبل خیلی خراب کاری شد ویا بیت المال رفته وبعضی آقایان طلب کار هستند و غیره) استفاده کرده بود و متاسفانه مجری محترم آن برنامه نیز، دلایل کارشناسی برای اثبات موضوعات عنوان شده را از او طلب ننمود....



موضوعات مرتبط:


ادامه مطلب
نوشته شده در تاريخ پنجشنبه ششم شهریور 1393 توسط ناصر
لوگوی دوستان
لینک دوستان



بالای صفحه



تمامی حقوق این وبلاگ برای عرش پيمايان ولايت محفوظ و انتشار مطالب با ذکر منبع مجاز می باشد.